تصویر ثابت

سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
جمکرانی شویم
جستجو
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
صفحات اختصاصی
صفحات اجتماعی
نمونه کارها
ابر برچسب ها
افغانستان ، حجاب ، سید زهیر مجاهد ، فاطمیون ، اهل بیت ، اللهیاری ، سوریه ، شهید ، شیعه ، مجاهد ، کربلا ، ابوحامد ، روحانی ، زهیر ، سید ، فاتح ، اربعین ، اسلام ، انتخابات ، جشنواره ، رسانه ، رضابخشی ، زنان ، شبکه اهل بیت ، شهادت ، عکس ، عکس ، فرهنگ ، محرم ، مرگ ، مستند ، میهمان ، کابل ، پدر ، الله یاری ، پیاده ، امام رضا ، تلویزیون ، تولد ، حسین ، دومین ، زینبیه ، سید مجتبی خاتمی ، سیدزهیرمجاهد ، صدف شکسته ، عبدالله ، کابل ، کربلا ، لشکرفاطمیون ، مجلس شورای اسلامی ، مدافع حرم ، مدافعان حرم ، مسلمانان ، مشهد ، مهدی ، پیامک ، پیام ، پیاده روی اربعین ، پیاده روی ، انسان ضعیف ، انتخابات افغانستان ، امام ، پول ، پناهنده ، پلیس ، پل سوخته ، پسرانم علی و مهدی ، پسر و پدر ، پژمانفر ، پژمان فر ، پدروپسر ، انبیاء ، امیرالمومنین ، امربمعروف ، امتحان 20 لیتری ، امتحان ، الدین ، البرز ، اقتصاد ، افغانی ، پایان زندگی ، پای کار ، پادشاهی ، بیگانه ، بیا فرزندانمان را بکشیم ! ، بهشت ، بهرام درخشان ، بهرام ، بنر خانم بی حجاب ، بلژیک ، بکریه ، بشار ، بزرگداشت ، برهنگی ، برهان الدین ربانی ، برهان ، برلوسکونی ، بخشی ، بافرهنگ ، بازهم عاشورا ،
  • Slide1
  • Slide1
  • Slide1
  • Slide1
  • Slide2

گاهی اوقات از یک خبر دلت میگیرد به حدی که احساس میکنی قلبت تحت فشار قرار گرفته و نفس کشیدن برایت سخت شده!!!

حسی که این روزها و پس از خبر قتل ستایش خیلی ها دارند!

دخترک 6 ساله پس از خرید بستنی وقتی پسر 17 ساله همسایه او را به حیاط خانه خود می کشاند، نمی دانسته چه سرنوشتی در انتظارش است!
دست های پرتوان پسر جوان هرگونه حرکت را از او می گیرد و نفس های دخترک به شماره می افتد ...

آنچه شیطان در روح پسر دمیده بود را عملی می کند و سپس با ضربات چاقو بدن نحیف دخترک را سوراخ سوراخ می کند و برای نابودی بدنش در وان حمام بر رویش اسید می ریزد ...

ستایش 6 ساله دخترک مهاجر افغانستانی بود که در ورامین در خانواده ای کارگر زندگی می کرد که توسط این جوان همسایه اش که تصادفا ایرانی بوده با چنین وضعیت فجیعی کشته میشود.

هنوز اثر بستنی روی حیاط مانده ...

 

من ستایش هستم

پ ن:

این جنایت هولناک که چند روز قبل اتفاق افتاد هیچ ارتباطی به دو ملت شریف ندارد و فقط یک انسان پست فطرت چنین عمل شیطانی را انجام داده که همگان منتظر اجرای عدالت هستند.




برچسب ها : #من_ستایش_هستم #iamsetayesh  ,


نظر
      

9 اسفند رفته بودم بهشت رضا مشهد؛ سالروز شهادت ابوحامد و فاتح بود(فرمانده و جانشین لشکر فاطمیون؛ شیعیان افغانستانی مدافع حرم)
جمعیت نسبتا زیاد بود و من نزدیک قبر شهید حسین فدایی ایستاده بودم.
محمود (سه ساله) پسر شهید فدایی چند باری آمد نزدیک قبر بابا اما تا منو می دید برمیگشت...
پشتم رو به سمت قبر کردم و دیدم محمود آمد و به آرامی روبروی بابا جونش نشست و شروع کرد به صحبت ...
پ ن:
چه فرزندانی یتیم شدند تا من و شما قدر اسلام رو بدانیم.
و هزاران مهاجر افغانستانی برای حفظ اسلام از جان گذشتند تا ما بدانیم که حدود چهل سال نشناختیمشان!!!

 

شهید حسین فدایی ذوالفقار لشکر فاطمیون




برچسب ها : اسلام  , شهید  , فاطمیون  , فاتح  , ابوحامد  , مدافع حرم  , لشکرفاطمیون  , پسر و پدر  , پدروپسر  , حسین فدایی  ,


نظر
      

اَمّا بَعْدُ، فَاِنَّ الْجِهادَ بابٌ مِنْ اَبْوابِ الْجَنَّةِ، فَتَحَهُ اللّهُ لِخاصَّةِ

پس از حمد خدا، جهاد درى است از درهاى بهشت، که خداوند آن را به روى اولیاء

اَوْلِیائِهِ، وَ هُوَ لِباسُ التَّقْوى، وَ دِرْعُ اللّهِ الْحَصینَةُ، وَ جُنَّتُهُ الْوَثیقَةُ .

خاصّ خود گشوده، جهاد جامه پرهیزگارى، زره استوار، و سپر مطمئن خداست.

(نهج البلاغه، خطبه جهاد)

جهاد مقاومت جنگ شهادت شهید لشکر فاطمیون




برچسب ها : شهادت  , شهید  , جهاد  , مقاومت  , بهشت  , نهج البلاغه  , خطبه جهاد  , امیرالمومنین  ,


نظر
      

هر کدامشان را با پیشینه ای در ذهنم می شناختم، تعریف از هر یکشان در ذهنم در قالب شعری بود و دیشب هر سه این مفاخر بزرگ معاصر را روبرویم داشتم

محمد کاظم کاظمی فضل الله قدسی محمد حسین جعفریان

دیشب از بسترهای وسیعی در حوزه افغانستان صحبت شد که در مورد برخی از آن تاکنون فکر نکرده بودم، اینان افرادی هستند که از آغاز تا امروز را با تاریخ و فرهنگ افغانستان گذرانده اند، از استاد محمد کاظم کاظمی با اشعار کم نظیرش و استاد محمد حسین جعفریان با فیلم ها و ابیات دلکشش و استاد سید فضل الله قدسی با سروده های خاص خودش.
جدای از بحث های ویژه ای که دیشب صورت گرفت و مجال اشاره به آن در اینجا نیست، جمع شدن این سه بزرگ مرد عرصه هنر و فرهنگ و شنیدن از آنان درباره کشور افغانستان بسیار لذت بخش است.

از استاد جعفریان خاطره ای از زمان حضورش در افغانستان خواستیم که گفتند:
پس از هماهنگی های اولیه با احمدشاه مسعود ما سوار بر هلی کوپتر به سمت منطقه حضور ایشان می رفتیم که ناگهان جت های طالبان در فضا آشکار شدند و اعلام کردند که خود را معرفی کنید!
خطر جدی در کمینمان بود، ناگهان کادر هلیکوپتر به هم نگاهی کردند و رفتند روی فرکانس خاصی و شروع کردند به صحبت با خلبان جت(طالبان)، به یکباره خلبان جت گفت فلانی خودت هستی؟! کجایی؟ چه میکنی؟ اولاد و فامیل خوب هستند؟!!!

ما که مرگ را در نزدیکی خودمان می دیدیم به یکباره با یک چاق سلامتی گرم روبرو شدیم!
بعدها فهمیدم که تا قبل از جنگ های داخلی تمامی خلبان های کشور افغانستان (حدود300نفر) یکجا آموزش می دیدند و جزو یک تیم بزرگ هوایی کشور بودند که با آغاز جنگهای داخلی هر کدام و بر اساس قومیت و جغرافیا به سمت حزب و گروهی کشیده شدند و در خدمت آنها قرار گرفتند.
البته لازم به ذکر است که در پایان احوالپرسی، خلبان جت طالبان به خلبان هلیکوپتر ما گفت؛ برو و دیگه نبینمت وگرنه ...




برچسب ها : افغانستان  , فرهنگ  , مشهد  , محمدکاظم کاظمی  , محمدحسین جعفریان  , سید فضل الله قدسی  , جعفریان  , کاظمی  , قدسی  , شعر  , مفاخر  ,


نظر بدهید
      

امسال سال پرکار و شلوغی برام بود، این روزها هم اوج کار برای من است، پدر و مادر قصد زیارت کربلا را دارند و من از آنها عذرخواهی کردم(سال قبل خادمشان در همین سفر بودم)
اما ...
از دیروز یکباره تصمیم گرفتم از این دو نعمت بزرگ محروم نشوم؛ زیارت اربعین و نوکری پدر و مادر !

هیچ وظیفه و کاری به اندازه این دو نعمت اهمیت ندارند

 

مرز چزابه اربعین
عکس: سال 93 نقطه صفر مرزی، چزابه، بازگشت از زیارت اربعین در کنار پدر و مادر




برچسب ها : شیعه  , کربلا  , پدر  , اربعین  , حسین  , چزابه  , شلمچه  , مهران  , پیاده روی  , مادر  , امام  , عباس  , نجف  , سامرا  , کاظمین  ,


نظر